تبلیغات
all you want - بازدید ناصرالدین شاه از مجسمه خودش



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:پنجشنبه 4 اسفند 1390-03:14 ب.ظ

نویسنده :اسما اسکندر جعفرزاده

بازدید ناصرالدین شاه از مجسمه خودش


               بازدید ناصرالدین شاه از اتمام ساخت مجسمه خودش در قورخانه - 1304 ه.ق

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید


گویا نخستین مجسمه نصب شده در میادین تهران قدیم، مجسمه ناصرالدین شاه سوار بر اسب بوده كه در باغ شاه گذاشته شد.این مجسمه به دستور اقبال‌السلطنه وزیر قورخانه و توسط میرزا علی اكبر معمار ساخته شده بود.
در روزنامه شرف سال 5، شماره 50، ربیع‌الثانی 1304 قمری در صفحات 1 و 2 در این مورد چنین آمده است:
“برحسب دستورالعمل جناب اقبال‌السلطنه وزیر قورخانه مباركه مجسمه‌ای از تمثال … بندگان اقدس … تقریباً به اندازه جسم و هیكل … مبارك سواره با لباس رسمی ساخته و ریخته‌اند كه از حیث صنعت ریخته‌‌گری و علم نقاشی و تناسب اعضا و دقایق اوستادی در این فن مخصوص مجسمه‌سازی بهتر از آن به تصویر نمی‌آید، مانند كارهای خوب اساتید اروپا ساخت و حال آن كه اوستادان و صنعتگران این مجسمه تماماً ایرانی هستند.”
ساخت مجسمه در شعبان 1304 ه.ق به پایان رسید. به قول محمدحسن خان اعتمادالسلطنه در روزنامه خاطرات ابتدا قصد داشتند آن را در سر میدان توپخانه بگذارند اما چنین نشد و دو سالی مجسمه در قورخانه بود تا به باغشاه برده شد. سه‌شنبه 10 صفر 1306  ه.ق را “عید مجسمه” گفتند و بدین مناسبت جشنی برپا داشتند .
بناى میدان اسب دوانى یا باغشاه كه در غرب تهران قرار داشت – حوالی میدان حر كنونی – و خارج از محدوده شهرى بود، از دوره فتحعلى شاه است كه به گزارش اعتماد السلطنه ” خالی از اهمیت ”  نبوده و به منظور اسب دوانى و چابك سوارى احداث شد. فتحعلى شاه بعدها نیز بناهایى بدان افزود تا این كه در عهد ناصرالدین شاه و در حدود سال 1277 ه.ق كوشك هاى معتبر و بناهاى عالى در آنجا ساختند.
عمارت تازه به گزارش روزنامه ” دولت علیه ایران ” به تاریخ 5 شنبه 8 جمادی الاولی 1277 ه.ق دارای سه بخش و هر بخش دو طبقه بود، قسمت میانی كه بزرگتر از دو عمارت طرفین بود به جلوس شاه اختصاص داشت عمارت دست راست مخصوص وزیران، سران دولت و امیران كشوری و قشون بود.بنای طرف چپ به مهد علیا – مادر ناصرالدین شاه- و زنان حرم خانه اختصاص داشت. در طول سلطنت ناصرالدین شاه عمارت تازه دیگری در میدان ساخته شد افزون بر آن در میدان اسب دوانى، گذشته از بناى اصلى، برجى – معروف به برج منظر – نیز ساخته شده بود كه آن برج نیز در آغاز شش طبقه بوده و سپس با برداشتن دو طبقه بالایى آن به برجى چهار طبقه تبدیل شد. در واپسین سال های سده سیزده ه.ق در محوطه میدان اسب دوانی باغی ایجاد شد كه اعتماد السلطنه از آن به عنوان ” باغی در نهایت امتیاز ” یاد  می كند به سبب وجود محوطه مشجر، چهارصد فواره و دریاچه بزرگى كه از آب قنات میدان پدید آمده بود، میدان اسبدوانى را باغشاه خواندند. از دیدنى هاى باغشاه یكى هم مجسمه سواره ناصرالدین شاه بود كه در وسط دریاچه باغ بر سكویى قرار داشت.
باغ وحش مختصرى نیز در قسمت جنوبى باغ درنظر گرفته شده بود. باغشاه بعدها به محل استقرار سربازها و لشكر گارد اختصاص یافت. از رویدادهاى باغشاه یكى فرامین محمدعلى شاه قاجار براى سركوب، مقابله و محاكمه مشروطه خواهان بود و دیگرى فرمان به توپ بستن مجلس شوراى ملى كه از آن محل صادر شد.

این متن از اعتماد السلطنه  که در روزنامه خاطرات خود مورخه  سه شنبه 10 صفر 1306 ه.ق  نگاشته علاوه بر نشان گر بودن طرز فکر طبقه ای از اجتماع ، بیانگر این نکته مهم است که در نزد بخش اعظمی از جامعه آن روز ایران این عمل ناصرالدین شاه چندان مورد قبول واقع نمی شده است . به مطالب وی دقت کنید :
” امروز عید مجسمه است . باین معنی که مجسمه همایونی را سواره در قورخانه با چدن ساخته اند ، صنعت خوبی بکار برده اند برای اینکه با بی اسبابی خیلی مشکل بود چنین مجسمه ای  را ساخت. اما لازم نبود جشن بگیرند و عیدی فراهم بیاورند . این مجسمه در ملت اسلام ساختنش حرام است . چنانچه سلطان محمود سلطان عثمانی در شصت سال قبل صورت خود را در مسکوکات نقش نمود شیخ الاسلام و سایر علماء او را تکفیر کردند و فتوی به خلعش دادند که مجبورا مسکوکات را جمع نموده منتها این است که بحمدالله پادشاه قادر است هر چی می خواهند میکند . لیکن باز از این مردمان متعصب هستند که این وضع را نمی پسندند اگر عرض من قبول میشد نمیگذاشتم این تشریفات را فراهم بیاورند . شاه عصری بباغ اسب دوانی تشریف بردند که مجسمه آنجا است . سفراهم همگی با وزراء و قشون و سایر طبقات حاضر بودند سلامی تشکیل داده بودند . نایب السلطنه که مباشر این سلام بود خطبه مختصری خوانده بود و طناب پرده را که جلو مجسمه کشیده بودند که پرده رد شود و مجسمه پیدا شود هر چه خواسته بود طناب را بکشد پرده عقب نرفته بود . بسیار خفیف شده بود. تا مجبورا شخصی بالای مجسمه رفته بود و پرده را رد کرده بود ….. خلاصه شمس الشعراء قصیده و خطیب خطبه خواند ه بود شلیک توپی شده . ساعت یک بغروب مانده مراجعه بعمارت شهر فرمودند.



نظرات() 
What do you do when your Achilles tendon hurts?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 08:43 ق.ظ
Hey! I'm at work surfing around your blog from my new iphone!

Just wanted to say I love reading your blog and look forward to all
your posts! Carry on the fantastic work!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر